رانر برگ که توزیع غذای منجمد است از زندگی ناامید شده و از جهان کناره گرفته است تا درد عاطفی را دور نگه دارد. نگاهش با همکار جدیدی، موئراور، که نامزد آرایشگر است، تغییر میکند و معلوم میشود که او آزاردهنده است. تیمی بودن ناچار از همسازی از مردی بدسرد بیعاطفه است که حالا باید با استفاده از فروش بیشتر به هم تیمی تبدیل شود.