جک سیاه یک پزشک «ثبتنشده» با سابقه مبهم و ابری است. او با دستیار کوچک خود پینوکو کار میکند که عاشق اوست و با پروندههای پزشکی ناآشنا و گاهی عجیب سروکار دارد. اما او نابغهای است که میتواند جان اکثر بیمارانش را نجات دهد (تا وقتی پولش را داشته باشند) و در جهان به خاطر علم خود شناخته میشود. او مرد علم است و زیاد به چیزی ایمان ندارد تا اینکه با عشق و طبیعت غالباً از علم زندگیاش شگفتزده میشود.