عضو مجلس پارلمان بنستاکت به دلیل دسیسههای سیاسی مجبور به استعفا میشود. به همین دلیل شغل خود را تغییر میدهد و توسط یک آژانس لابیگری استخدام میشود. هرچه بیشتر بیگناهی خود را اثبات میکند، بیشتر از اخلاقهای خود منحرف میشود. باید ثابت کند که پشت این دسیسهها شبکهای پیچیدهتر از دستکاری و فساد وجود دارد.
معشوق سابق او، وزیر اقتصاد برترم کایزر، در رودخانه اسپره کشته میشود. روشن نیست که او کشته شده یا خودکشی کرده است. آیا مرگش به یک توطئه مرتبط است؟