اکیرا تاشیبانا زمانی نابغه باشگاه دویدن بود اما ضربهای او را وادار کرد اشتیاقش نسبت به ورزش را خاموش کند. ماسامی کاندوی، پدری طلاق گرفته، آرزوی نویسندگی داشت و اکنون مدیر یک رستوران است که اکيرا هم در آن کار میکند. تلاقی زندگیهای به ظاهر نامرتبط اکيرا و ماسامی باعث میشود هر دو دوباره به هر آنچه هستند بیندیشند و معنای آن را بازتعریف کنند.