ویزوکو ناناکوسا توسط شوهرش خیانت شده است. اکنون فرزند و دخترش را به عنوان یک مادر مجرد بزرگ میکند، علاوه بر کار در شرکتی. روزی شرکت محل کارش بهطور ناگهانی ورشکست میشود. حقوق و پساندایش را از دست میدهد. در حالی که نمیداند باید چه کار کند، وکیل شینچی ککیاهارا با او تماس میگیرد. آنها با هم در دبیرستان تحصیل کرده بودند.