ادور یک مقام پلیس CIDG شناخته شده و مورد احترام است که خانوادهای دوستداشتنی به عنوان حمایت خود دارد. از سوی دیگر، کاردو عاشق تنهایی کوهها در استان به عنوان یک سرباز SAF است. زندگی آنها به طور ناگهانی تغییر میکند زمانی که ادور به دلیل خیانت یکی از همکارانش در یک باند گرفتار میشود و جان خود را از دست میدهد. برای پنهان کردن این واقعیت، کاردو موظف میشود که به جای ادور عمل کند و مأموریتی را که برادرش نیمهکاره گذاشته به پایان برساند. او همچنین مجبور است به خانواده و دوستان برادرش تظاهر کند و دوباره با مادربزرگش که از او متنفر بود، ملاقات کند، زیرا او فکر میکرد که او را رها کرده است.