داستانی درباره انتخابهای دشوار، تصمیمات سخت، زندگیهای درهم تنیده و والدینی که بین فرزندان و قلبهایشان پاره شدهاند. گلسرن از یک خانواده فقیر میآید، در حالی که همسر سیهان، دیلارا، ثروتمند است. آنها هر دو ۱۵ سال پیش در یک بیمارستان در یک روز زایمان کردند، اما اشتباهی رخ داد که سرنوشت آنها را تغییر داد. پرستاری که حواسش پرت بود، نوزادان را اشتباه گرفت و هیچکس متوجه نشد. با فاش شدن حقیقت درباره کودکان، مشکلات اساسی بین دو خانواده به خاطر سبک زندگی و وضعیت اقتصادی کاملاً متفاوتشان به وجود میآید. با این حال، این رویدادها سیهان و گلسرن را به هم نزدیکتر میکند. آنها احساساتی غیرقابل توصیف نسبت به یکدیگر دارند که نمیتوانند از آن فرار کنند یا نادیده بگیرند.