شکست عشقی به طور دائمی سرنوشت جوان و فروتن خوزه آلفردو را تغییر داد. سالها بعد، او به لرد آلفردو تبدیل شد، مالک موفق یک امپراتوری جواهرات و مردی که به قدرت وسواس دارد. او با خلق و خوی متغیر و زیرک، سعی میکند ازدواج پرتنش خود، یک رابطه عاشقانه خارج از ازدواج و اختلافات میان فرزندانش بر سر جانشینی در کسبوکارش را متعادل کند. اما یک روز، ظهور غیرمنتظره یک دختر احتمالی که از وجود او بیخبر بود، زندگیاش را دچار آشفتگی میکند و درگیریهای خانوادگیاش را به سطح جدیدی میبرد.