فصل پرفشار
High Season
زوج جوان میشا و آنا در ویتنام تعطیلات خود را میگذرانند. در روز دوم آخر تعطیلات و در آستانه سفر، آنا پس از دیدار با دوستپسر سابقش ستگار که تصور میکرده مرده است ناپدید میشود. با بیتفاوتی پلیس محلی روبهرو میشود و میشا بهطور مستقل به جستوجو میپردازد و خیلی زود متوجه میشود علت ناپدیدشدن آنا به گذشتهاش مربوط میشود که او عمداً از او پنهان کرده بود. با آغاز جستوجوی آنا، میشا با کاپیتان تائو از ارتش مردمی ویتنام آشنا میشود که برای بررسی شرایط مرگ خواهر کوچکترش به زادگاهش بازگشته است. آنها از آشنایان سطحی به دوستانی واقعی تبدیل میشوند و یکدیگر را از خطرهای کشندهای که زندگیشان را تهدید میکند نجات میدهند.