در زمانهای باستان، قبیله یان توانست قدرت بین آسمان و زمین را کنترل کند. در حالی که سایر نژادها به این قدرت تسلیم شده بودند، پادشاه انسان، شین، راهی متفاوت انتخاب کرد و به عنوان یک انسان عادی با این قدرت چالش کرد. اما وقتی که در برابر دیتیان، پادشاه قبیله یان شکست خورد، در نبرد جان خود را از دست داد. پرنسس با فدای جانش، پرنس وو گنگ را از تعقیب قبیله یان محافظت کرد.
پرنس وو گنگ، پر از غم و کینه، به یک برده سطح پایین در یک معدن در پینگ یان تبدیل شد. اما او مصمم بود که کشورش را بازگرداند، با قبیله یان مقابله کند و از خانوادهاش انتقام بگیرد. با کمک فو شی، کشیش عالی وزارت شنیین، پرنس وو گنگ به دنبال متحدانی برای هدفش در نابودی قبیله یان و بازپسگیری آزادیاش بود.