مارا یک استریپر سابق است، فوقالعاده و دور از احمقترینها. او به زودی 30 ساله میشود و از این موضوع دچار بحران حاد خودآگاهی شده است. برای اثبات به دیگران و اول از همه به خود، که قادر به انجام کارهای بیشتری از برهنه شدن در ملأ عام برای پول است، مارا تصمیم میگیرد که یک کارآفرین شود. او از حامی قدیمیاش یوریچ میخواهد که مدیریت یک سالن زیبایی را به او بدهد، اما او برنامههای دیگری برایش دارد. در نهایت، مارا مدیر یک کارواش کوچک و خراب در حاشیه شهر میشود. آیا او میتواند در نقش جدید خود جا بیفتد و یک کسبوکار در حال افول را از قعر بالا بکشد؟