چن جون، یک اوتاکو بیهدف، ناگهان به امپراتور یک پادشاهی چندجهانی تبدیل میشود. امپراتریس ساندورا، ژنرال زن ۱.۲ متری امپراتوری پاندورا، و خواهر بزرگ اداره ماورایی، لین شیو، همه گفتهاند که از عهده این کار برنمیآیند. حتی عشق دوران کودکی چن جون، ژو چیانچیان پرانرژی، نیز گفته است که او باید امپراتور شود. چن جون چارهای نداشت و زندگی شلوغ خود را با نجات جهان از دوشنبه تا جمعه و بازی کردن در آخر هفتهها آغاز کرد.