در دنیایی که توسط موجوداتی به نام کایجو آزار میبیند، کافکا هیبینو آرزو دارد به نیروی دفاعی بپیوندد. او با دوست دوران کودکیاش، مینا آشیرو، قول میدهد که به نیروی دفاعی بپیوندد. به زودی، زندگی آنها به راههای جداگانهای میافتد. در حین کار در پاکسازی پس از نبردهای کایجو، کافکا با رنو ایچیکاوا ملاقات میکند. اراده رنو برای پیوستن به نیروی دفاعی، قول کافکا برای پیوستن به مینا و حفاظت از بشریت را دوباره بیدار میکند.