رستوف-اون-دون، روزهای ما. در یکی از محلههای مسکونی کارگری در جنوب غرب شهر که ساکنان آن به نام «جنوب-غرب» شناخته میشوند، زندگی در اوج است — گروهی از جوانان محله با همسالان مرکز «بزهکار» همواره به مبارزه رو به رو هستند، در حالی که صاحبان بزرگتر محله به امور جدیتری میپردازند. رایول، یک برنامهنویس جوان است که پس از فارغالتحصیلی در جستوجوی رفتن به ایالات متحده است تا کار دلش را همانجا انجام دهد. در حالی که برای اخذ بورس انتظار میکشد، رایول به کار پیک موتوری نیز میپردازد. اما این رویاهای عاشقانه جوان در برابر وسوسه پول جنایی سریع قوی میشود. به منظور دستیابی به رویای زندگی دیگر و به دست آوردن دل زن جوانی از محله متمول، رایول به مسیری لغزنده قدم میگذارد.