جک پسر جوان فروتن با مدرک بازیگری و کممهارتهای زندگی است که شغلی در باکس آرتیست تئاتر میگیرد تا کار سنگین نکند یا با Excel کار کند. سالها و هزاران مشتری بعد، جک کمتر ملایم و کمتر جوان شده است. او سعی میکند خشمش را مدیریت کند در جهانی منزوی که همه از او نامتعادلترند. مانند همه حیوانات در قفس، او هم به زودی به شما آشغالش را بند میریزد... اما ابتدا یک کاپ کیک میخورد و با مادرش تماس میگیرد. خدمتی با لبخند، همین چیزی است که از شما درخواست میشود.