فئودور مردی عادی است که هدیهای اسرارآمیز کشف میکند. افرادی که برای یافتن پایان از گذشتهٔ خود دنبال میشوند او را تعقیب میکنند. یک مزاحمت کوچک اما این ارواح هستند و تنها راه رهایی از آنها این است که فئودور به آنها کمک کند تا دریابند چه چیزی در روی زمین مانع آنهاست و به دنیای آخرت بدرقهشان کند. وقتی پدر خود فئودور در درِ خانهشان ظاهر میشود او تنها نوزده ساله بود که فوت کرد و پایان او این است که پدری داشت که واقعاً نتوانست پسرش را بشناسد.