آکیاما ساتومی، معلم تاریخ است که در مدرسه متوسطه دخترانه معتبر درس میدهد و به خاطر کمالگرایی و توانایی انجام هر کار بهتنهایی به نام «همسر جدا» معروف شده است. اما این نام به نبود عشق او نیز اشاره دارد. روزی پسری جوان به نام شینچی به مدرسه میآید تا بهعنوان مدرس موقت کار کند. او ده سال youngerتر از ساتومی است، تنها کارهای پارهوقت داشته، و پول یا مقام ندارد. هر چند دیگر معلمها و دانشآموزان او را بامزه میدانند، اما او کاملاً باب میل ساتومی نیست... یا شاید باشد؟ آیا عشق در این زوج غیرممکن شکل میگیرد؟