داستان حول محور جینیا و نیکیتا است که زندگیشان به خاطر یک مشاجره ساده در فرودگاه به طور اساسی تغییر میکند. عاشقان در دو سوی دنیا قرار میگیرند. جینیا به صحنه در برلین میرود، کارگردان brillant را ملاقات میکند و نویسنده همکار فیلم او میشود. و نیکیتا به تایلند میرود، جایی که زندگیاش نیز بر هم میریزد. اما تنها چیز برای پسر ثابت میماند: تمایل برای نزدیک بودن به جینیا که میتواند از تمام مرزهای جغرافیایی، جسمی و حتی اخلاقی عبور کند.