خلاصه فارسی برای سریال هشتم: پس از یک جدایی بد، جِورگ به خانه پدرش فرانک برمیگردد. اشتیاق بزرگ او پدری بودن است و ترس بزرگش این است که مانند فرانک آرامشناپذیر و غیرقابل تحمل شود. جورگ، هنوز عادی به نظر میرسد، شروع به نوشتن نامههایی به پسر آیندهاش میکند در حالی که به دنبال مادری باارزش میگردد.