ژو لونگ بن افسرِ reserves است که در هنگام تمرین نظامی جان چین جین باو را نجات میدهد. به جای سپاسگزاری، جین باو به بن دروغ میگوید و از آنجا به بعد، این دو به هم نمیرسند. لو جون گوانگ میانجی آنان میشود و سه تن بالاخره دوست میشوند. جون گوانگ عاشق شن ییشوان است که خاطرهی دوست پسر مرحومش را فراموش نمیکند. بی جینگ یو، دوست کودکی جون گوانگ، همیشه کنار اوست. داوطلب جدید یائو وی گوانگ از Yang Xian Feng خوشش نمیآید و همواره او را آزار میدهد؛ اما Xian Feng باکُرمِ دوستیِ مهربان میشود و آنها به دشمنی تبدیل میشوند. دوستیشان وقتی با یک دختر واحد عاشق میشوند آزموده میشود. در سکور پوشش منطقهی نظامی محدود، آنان با حمله تروریستی روبهرو میشوند. آیا میتوانند از مهارتهای نظامیشان برای توقف حمله استفاده کنند؟