کوتا با مشکلاتی از جنبههای ماوراءالطبیعی مواجه است. به دلیلی نامعلوم، او توجه و محبت ارواح حیوانات را به خود جلب میکند. او مدتها در روستا زندگی کرده و اکنون با مادربزرگش به یک دبیرستان در شهر بزرگ میرود تا برداشت خوبی از او داشته باشد. او امیدوار بود تاثیر خوبی بگذارد، اما حضور چیزرو، روح روباه زیبا، در کنار او تصویری که میخواست ندارد. او تنها نیست زیرا Nozomu، روح گرگ، و سایر یوکایها نیز چشم به کوتا دارند.