پنج سال پیش پسر پولینا به طرز معمایی از مهدکودک ناپدید میشود. زخمهای او هنگام دیدن پسر گمشدهاش در تلویزیون دوباره باز میشود؛ او مصمم است او را پیدا کرده و به خانه بازگرداند. با کمبود حمایت از پلیس روبهرو میشود و یک افسر سابق اطلاعات که آماده کمک است را قانع میکند، اما کار سادهای نیست. آنها فعالیتهای یک باند جنایی را کشف میکنند و مارکوس در خانه پرورش Latvia خوشحال است.