در سالهای پایانی سلطنت امپراتور جیاجینگ در سلسله مینگ، لو یی از جینگ یی وی مأمور بررسی اختفاء بودجههایی که برای تعمیر رودخانه در یانگژو کنار گذاشته شده بود. او با یوان جین شیا از لیوشانمن همراه میشود و این دو به طور تصادفی در توطئهای گرفتار میشوند.
این کنسِالتِ زنِ بااستعداد، یوان جین شیا، با لو یی بر سر پروندهای که هر دو درگیر آن هستند، اختلاف پیدا میکند. جینشیا فکر میکرد در این زندگی هرگز دوباره با لو یی روبهرو نخواهد شد، اما سرنوشت دو نفر را دوباره به هم میآورد. بودجههای دولتی دزدیده شدهاند و جینشیا مأمور میشود تا در تحقیقات لو یی به او کمک کند.
در ابتدا هماهنگی ندارند اما با عبور از فراز و نشیبها یاد میگیرند که با هم کار کنند و در نهایت به هم دلدادگی پیدا میکنند. با این حال، هنگامی که حقیقتِ گذشته روشن میشود، اوضاع دچار مشکل میشود. جینشیا دخترِ یتیمِ پروندهی خاندانِ شیان از سالها پیش است و بارِ خونریزی که خانوادهاش را نابود کرد بر دوش دارد.