ماری واتاکته در پنج سال اخیر پس از فاجعهای که خانه، دوستان، خانواده و خاطراتش را از او گرفت، با مادربزرگش زندگی میکند. برای آیندهاش نگران است و مادربزرگ او را به آکادمی کایهوو میفرستد تا دوست پیدا کند، نه به مطالعه خانگی. با وجود تردید، او میرود و با هاجینو سِکونجی آشنا میشود. در نگاه اول این دختر به نظر دانشآموز عادی میآید اما درونش راستی پنهانی وجود دارد که به فاجعه پنج سال پیش مرتبط است.