پنگ، ساکن اورژانس و تانتاوان برای ۱۵ سال به همدیگر علاقهمند بودهاند. تانتاوان که قدرت جادویی دارد، کمکم شک میکند که پنگ همچنان او را دوست دارد. روزی، آنها در تصادف ترافیکی با هم روبهرو میشوند و تانتاوان به شدت زخمی میشود. وقتی به هوش میآید، همه خاطراتش را از دست داده است. بدون اینکه او بداند، حقیقت درباره تصادف پنهان شده است.