منزینگر، یک مکانیک راحتطلب، به عنوان هیئت منصفه توسط دادگاه منطقه مونیخ منصوب میشود. با عدم امکان اجتناب از این مأموریت و عدم امکان مذاکره با قاضی تازه منتقل شده، دکتر جولیا کلرمان، چارلی به ناچار خود را به سرنوشتش resign میکند. به جای ادامه زندگیاش به عنوان یک مکانیک، دراز کشیدن زیر خودروهای ورزشی قدیمی دوستش زاور، چارلی به سرعت متوجه میشود که موقعیت جدیدش مزایای خاصی دارد. با این حال، زمان او به عنوان قاضی غیرحرفهای ممکن است او را بیشتر از آنچه تصور میکرد تغییر دهد.