اگان، جوانی که در فقرگاه زندگی میکند، به خاطر قدرتهای فراطبیعیاش شناخته میشود. او خودروها را با دست خالی جابهجا میکند، سکههای فلزی را با انگشتانش میپیچد و عاشق خوردن شیشه است. وقتی از طبقه اجتماعی بالا میرود، زندگیاش به طور کامل تغییر میکند