کارنکاو، دختری که در استان بانکوک تحصیل میکند، میتواند با درآمد از کار کارنهمشارک به طبقه بالاتر برود. بهترین دوستش چالا است که برای پرداخت شهریه خود کار میکند. کارنکاو با گونچورن، معلم مدرسه، رفتوآمد دارد و با اَرْوات، رئیس شرکتش، نیز درگیر است، اما تصمیم میگیرد هر دو را رها کند تا زندگی لاکچری بخواهد و هر دو قادر به تأمین این زندگی برای او نیستند. بنابراین باید مردی پیدا کند که زندگیای لاکچری به او بدهد.