میکائل، نوجوانى از ایالتها به واسطهٔ خواهرش گابى به مانیل دعوت مىشود تا به پاریس به عنوان جایزه از یک بازی به نام بالا برود. در مانیل با ماریل، همسایهٔ خواهرش، روبهرو مىشود و او را مأمور مىکند تا به بالا ملحق شود؛ اما مشخص مىشود که گابى هرگز به پاریس نرفته و از سوى یک باند دارک وب که پشت این بازی مخوف است، ربوده شده است. با کشف این حقیقت، میکائل تصمیم مىگیرد گابى را از خطر نجات دهد.