میتسوگو بانبا یک دانشآموزه دبیرستانی است که به اهدای خون علاقهای شدید دارد تا جایی که ناچار میشود به بانک خون محلی مراجعه کند در حالی که پرستار بیدوام است. روزی در آنجا با دختری زیبا رو به رو میشود که به نظر میرسد از خارج آمده باشد. دختر آنقدر روشن است که گویا از دست میرود. او ناگهان شروع به تخریب بانک خون میکند. دختر بیهوش میشود و میتسوگو او را به خانه میبرد...