این درام دو قهرمان را در مقابل هم قرار میدهد. از یک سو مکوتو که معتقد است برنامه تلویزیونی یک کالا و نمرات بینندهها سود آن است و هر روشی برای دستیابی به این نمرات را مشروع میداند. از سوی دیگر هیروفومی که مردی با نمایش و بیباک میگوید زندگی برای لذت است و میگوید برنامه صرفاً ابزاری در این فرایند است. او به شراب، زنان و شرطبندی علاقه دارد. چنین جفتی، مانند روغن و آب، با هم سازگار نیستند؛ اما پس از بازگشت سرنوشتساز، در میان درگیریها به درک متقابلی از یکدیگر میرسند.