برزیل جمهوری، ۱۹۱۸. لوییس ژرونو یک جوان ثروتمند است. با دنیاخواهی، شبها در خیابانها میگذراند و با روسپیها خوش میگذراند تا اینکه متوجه میشود که به ریهٔ راستش آسیب دارد. به توصیهٔ ادموندو استِویس، دکترش، تصمیم میگیرد یک فصل در مزرعهٔ فامیلی در شهر کوچک ویلادا ماتا در ایالت اسپیریتو سانتو به دنبال هوای تازه سپری کند تا بیماری به طور کامل توسعه پیدا نکند.