اورفن خود را در شهری آرام مییابد و شاگردی به نام ماجیک لین، پسربچهٔ صاحبخانهاش را میپذیرد. زندگی آرام و نسبتا بیخ *((وعدهٔ روزی)* را دارد تا اینکه روزی کلِیو اَورستیگ خانه را ترک میکند و به طرحهای آرام او برای شمشیری که روی فانوس خانواده اش میدرخشد، میخورد. این شمشیر در واقع یکی از سه artifacts جادویی است که اورفن برای نجات آزالی نیاز دارد و همان شمشیر است که آزالی در آزمایش خود برای تبدیلش به شکل فعلی از آن استفاده کرد. برای یافتن relics دیگر Baltander، اورفن با شاگردش و دو بیشکلی کوتاه قامت به راه میافتد.