وقتی یتیم نهساله، الیور تویست، از آقای باوم، سلاخیگر ظالم، برای دومین سهم از غذا درخواست میکند، به کارگاه آموخته میشود. از آن روزگار ناامیدکننده فرار میکند و به همراه گدای خیابانی که به نام آرتفول داژر مشهور است و مربی جنایتکارش فاگرین میافتد. زمانی که آقای براونلوو با مهربانی الیور را میپذیرد، نقشههای شرور فاگرین برای آدمربایی پسر آغاز میشود.