خلاصه داستان در مورد خدای داستانگو و مردی است با نام خودساخته، که هرگز کسی واقعاً او را نمیشناخت. او داستانهایی درباره خویش میساخت و به легенد تبدیل میشد. محور اصلی روایت، کشاورز قدرتمندی کاکائو؛ ماریّا سانتا، همسر محبوبش که درگذشت؛ و چهار فرزندشان است.