خط داستانی
ساشا، خوانندهٔ تئاتر موسیقی، از دوستش کولیگ میخواهد او را به مکانی مقدس و دوردست برای ماهیگیری ببرد. بهزودی میفهمند که ارواح چوب در اینجا زندگی میکنند. کولیگ از ساشا میخواهد از هیچ چیز سوال نپرسد و روح شرور را فریب ندهد، اما او تابو را میشکند و ارواح حالا درخواست پرداخت به خون میکنند. کولیگ با تصمیم دشواری روبهرو میشود: ساشا را در جنگل رها کند و فرار کند یا او را بیرون بکشد و با جان خود پاسخ بدهد.