تولیا سیدوروف یک کارگر ساده در سن بازنشستگی زودهنگام از یک مکان دورافتاده در روسیه است. به طور غیرمنتظرهای او استعداد هنری خود را کشف میکند و به یک حس در دنیای هنر مدرن تبدیل میشود. و همه اینها به خاطر این است که خلق آثارش در یک لحظه بسیار صمیمی اتفاق میافتد...
شهرت این هنرمند غیرمعمول در اینترنت پخش میشود و حتی کارشناسانی از مسکو برای بازدید از نمایشگاه نقاشی ادراری آناتولی میآیند. و مانند داستانهای افسانهای روسی، قهرمان به طرز معجزهآساای مورد شناخت و پول قرار میگیرد. اما تولیا ترجیح میدهد ناشناس بماند و سعی کند بفهمد آیا کارش واقعاً هنر است یا نه. و مردان کارخانه اگر متوجه شوند به او میخندند.