جی. تی. بنز، یک کهنه سرباز ویتنام و بیوهای تازه، سعی میکند با مشکلات پیری و تنهایی کنار بیاید - در حالی که تحت فشار یک تماسگیرنده خودکار قرار دارد. کسالت و آزارهای زندگیاش تنها با یک دیدار هفتگی با دوستان قدیمیاش، خلبانان جنگی مانند خودش، تسکین مییابد. او با شادی منتظر دیدار promised از دخترش "تریشیا" است که او را "تنها دلیل زندگیام" توصیف میکند. پیشبینی بدی از پزشکش، تمایل او را برای دیدن او حداقل یک بار دیگر فوری میکند. با این حال، تریشیا، از وضعیت سلامتی جی. تی. بیخبر، مدام دیدارش را به تعویق میاندازد. در همین حال، یکی از دوستان ویتنامی میمیرد و تماسهای خودکار شدت میگیرد. وقتی زنی manipulative از گذشته جی. تی. ظاهر میشود، زندگیاش به هم میریزد و او را به یک عمل ناامیدکننده سوق میدهد.