خط داستانی
در آشفتگیهای پس از سقوط صدام حسین، فاخر، پدر هشت فرزند، در ارتش عراق خدمت میکند. او در اطراف خود شاهد زخمی شدن غیرنظامیان بیگناه توسط مینهای زمینی است، بنابراین مصمم میشود که با دستان خود و تنها با استفاده از یک چاقوی جیبی و چند سیمچین، آنها را خنثی کند. او هزاران بمب کنار جادهای، مین و بمب خودرو را از کار میاندازد، با این آگاهی که هر بار که سیمی را قطع میکند ممکن است جانش را از دست بدهد — هدفی که به نظر میرسد برایش از جان دیگران کماهمیتتر است. در سال ۲۰۱۴، در حالی که تا آن زمان یک پایش را از دست داده بود، شروع به کار برای پیشمرگههای کرد میکند تا تلههای انفجاری به جا مانده از داعش در داخل و اطراف موصل را خنثی کند. فاخر که یک فیلمساز آماتور مشتاق است، صدها ساعت فیلم از کار روزمرهاش جمعآوری میکند.