Truly, Madly, Sweetly
فیلم واقعاً، دیوانهوار، شیرین
ناتالی، صاحب یک کسبوکار کامیون غذایی در سان فرانسیسکو که کاپکیک میفروشد، و اریک، مدیر مالی و پدر مطلقه، زمانی به هم نزدیک میشوند که عمه اریک، که مشتری دائمی ناتالی بوده، فوت میکند و ساختمانی را به آنها به ارث میگذارد که محل یک نانوایی مشهور در گذشته بوده است. مجبور به همکاری در این پروژه جدید، آنها متوجه میشوند که فروش ساختمان آسان نخواهد بود زیرا به عنوان یک مکان تاریخی اعلام شده است. در حین بازسازی نانوایی قدیمی، عشق بین آنها شکوفا میشود. اما تمایل ناتالی به حفظ رابطه بهطور صرفاً تجاری ممکن است قبل از افتتاح بزرگ، به این همکاری پایان دهد.