از خانه خانوادگی خود فرار میکند تا از آزار بیوقفه پدرخواندهاش فرار کند. در سفرش با مدحت آشنا میشود و تصمیم میگیرد در خانه او زندگی کند، جایی که به مِگدا برمیخورد و آنها دوستی میکنند. اوضاع زمانی پیچیده میشود که مِگدا میمیرد و از آزا بهجای او تقلید میکند