خط داستانی
زنی به روستای کگبونگای منطقه بی کول بازمیگردد با خاکستر تنها فرزندش که از طریق قطار قدیمی است که مانند تندیاگ، مار نخستین، جهان او را احاطه کرده است، سفر میکند. در عملی خانوادگی ازسوگ، او خط باریک میان تراژدی و تعالی را بازکاویده سازگار میکند و ثابت میکند حتی شکستهترین زندگی نیز میتواند به لحظههایش بازگردد.