سوریا به مالزی می رسد تا در صلح از درگیریهای فرقه ای که به قتل پدرش انجامید و انتقام از آن، دوری گزیند. ویکرام که پدرش توسط قهرمان داستان کشته شد با خشم در حال جوش است. سوریا تصمیم می گیرد ادامه دهد و در این هنگام با سهاسرا آشنا می شود، راج بی ترس و مفرح.