در سال هزار و نهصد و نود نه، خواهران نوجوان سلست و الینور به یک فاجعه شدید و خشونتآمیز زنده میمانند. آن دو ترانهای درباره تجربهٔ خود میسازند و اجرا میکنند که از فاجعه چیزی زیبا و کاتارسیس میسازد و سرانجام سلست را به شهرت میرساند. تا سال دو هزار و هفده، سلست بیست و یکساله مادر دختری نوجوان است و باید با بحرانهای ناشی از رسواییهای حرفهای روبهرو شود که در پی یک عمل دیگر از خشونت هولناک توجهاش را میطلبد.