خط داستانی
در آخرین روز تابستان در یک شهر کوچک تفریحی ساحلی، زن مسنتری به نام لوییز متوجه میشود که آخرین قطار بدون او حرکت کرده است. او خود را در این شهر تنها مییابد، رها شده توسط همه. با بدتر شدن وضعیت آب و هوا و بدون هیچکس برای همراهی، لوییز باید به گذشتهاش تکیه کند تا به بقا در حال حاضر کمک کند.