یک صبح زود تابستانی، یک جوان با رازی در یک کیسه ورزشی از جنگل بیرون میآید. در یک روستای نزدیک، او به دنبال کار میگردد، اما کشاورزان، به شدت مشکوک و خصمانه، همکاری نمیکنند. تنها زمانی که لوسی، دختر سرکش شهردار، به او علاقهمند میشود، روستا تغییر رویه میدهد: او به سرعت یک شغل به عنوان کارگر مزرعه و یک کاروان برای زندگی دریافت میکند. با گذشت زمان و ادغام تدریجی او در جامعه، مشخص میشود که او تنها کسی نیست که گذشتهای برای پنهان کردن دارد. چیزی شوم در زیر سطح بینقص این دنیای زیبا در حال پنهان شدن است - و به آرامی او را به خود میکشد.