داستانی عاشقانه است؛ ماجرا با چوْرو اتفاق میافتد که یتیم است و زندگی خوبی دارد. اما با ورود مادو دختر وزیر کشور زندگی او تغییر میکند. مادو عاشق دیلیپ است، اما هر دوی آنان برای بیان احساساتشان به والدینشان مشکل دارند. در این میان وزیر کشور به منشی خودش دستور میدهد مردی را که در زندگی مادو است پیدا کند. به دلیل وضعی مادو نقش دوستدختر چوْرو را بازی میکند. چوْرو با ترس و مبارزه با تهدیدکنندگان از مادو محافظت میکند و سرانجام تصمیم میگیرد او را به دیلیپ بدهد. اما دیلیپ آماده نیست. اتفاقها پیچیده میشود و مادو احساس میکند چوْرو گزینهٔ زندگیش است. در نهایت همانطور که انتظار میرفت.')