کاپیتان طاهر از مردم بندر در برابر جابر و باندش محافظت میکند. همسر موازی او از کارهایش راضی نیست. پس از اینکه خواهرزاده جوانش، دریا، به دیدن او و همسرش میآید، او کاپیتان را فریب میدهد و به او علاقهمند میشود. دریا در میان رابطه غیراخلاقی با عمویش و یک ملوان جوان، برادر شریک تجاری کاپیتان، گرفتار میشود.