داستان رچل دختر جوانی که با عمو نیجرایی و همسر آمریکایی اش زندگی می کند وقتی عمه اش از سبک زندگی آزاد او خسته می شود او را از خانه بیرون می اندازد و رچل باید به تنهایی مسیرش را پیدا کند اما به زودی با اسکیتر بازیگری خام که زندگی او هم شباهت زیادی دارد روبه رو می شود و تصمیم می گیرند نقش بازی کنند تا هر دو به آن چه می خواهند برسند.