خط داستانی
یاروسف زیبا و لول در پاریس به عنوان همسر سفیر اریتریا زندگی شگرفی داشت. با تغییرات سیاسی، همسرش دستگیر میشود و او به دنبال رویاهای فرار از زندگی سابقش را در پناهگاه پناهندگان در جنوب تل آویو مییابد، جایی که هیچکس پیشینهٔ او را جدی نمیگیرد. حتی در حاشیهٔ شهر و میان ناامیدی و فقر، او دست از تلاش برای بازگشت به جایگاه سابق برنمیدارد. رابطهای آتشین با معماری اسرائیلی ثروتمند او را به هدفش نزدیکتر میکند تا اینکه دریابد او هرگز از خانوادهاش جدا نخواهد شد و سرنوشتش ناباورانه رقم خواهد خورد.